زن صیغه ای

حوالی پنجراه (میدان شهدای مسجد گوهر شاد که اطراف حرم هست) بودم شخصی از کنارم رد شد و گفت: «صیغه‌ای!»

اول فکر کردم که شاید دو نفر باهم صحبت می‌کردند و وقتی به این کلمه رسیدند از کنارم رد شدند و من فقط همین یک کلمه را شنیدم... وقتی که نگاه کردم دیدم که نه! یک آقاییست و پشتش خانمی آرام‌آرام حرکت می‌کند.

اون آقا رو تعقیب کردم و رفتم جلو، سلام دادم و گفتم ببخشید شما چی گفتید؟ 

آقا با لحن کاملاً بازاری و سریع (که کاملاً مشخص بود روزی چندبار این جملات رو میگه) آمار و قیمت زن‌های صیغه‌ای رو گفت که ساعتی چطور هست و ماهانه چطور هست و جوان چند است و پیر چند است و ... و بابت هرکدام حق معرفی می‌گرفت.

بعد از این قضیه، تحقیقات خودم را از منابع موثق آغاز کردم که خلاصه نتایج تحقیقات رو عرض می‌کنم: